
|
Thursday, September 30, 2004
● ~ آخر هفته گذشته و اول اين هفته با داييم در حومه بوستون يه جای خلوت و دنج يه چند روزی رو گپ زديم. با اينحال که اين سومين بار بود که تو زندگيم ميديدمش خيلی به هم احساس نزديکی ميکرديم. بچه حلال زاده به داييش ميره ديگه!
........................................................................................~ سرمقاله امروز کيهان و که متفکر دانشمند برادر حسين شريعتمداری نوشته حتما بخونين چون واقعا نشان از درک بالای اين مردک بله (به ضم ب) از اوضاع حاضر است. Is there any body out there? Could any one hear me? □ نوشته شده در ساعت 05:00 توسط anonymous Sunday, September 26, 2004
● خوبه من زیاد تو کار این بازیای کامپیوتری نیستم،آب ندیدم ولی شناگر ماهریم. داییم دوتا بازی برا پسرش خریده بود دادش به من که ببینه کار میکنه یا نه، سرتون رو درد نیارم هر دوتا بازی رو اینستال کردم، تا آخرش رفتم بعدشم دوباره آن اینستالش کردم. اینا همش کمتر از یه هفته طول کشیدا
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 09:55 توسط نخورده مست Wednesday, September 22, 2004
● شنبه دوستم رو که از تورنتو اومده بود ديدم. کلی حال داد جای همتون خالی. خاطراتمونو ورق زديم. تلخ و شيرينش مهم نبود. ميدونين خاطرات آدم هم مثل فرش ميمونه هرچی ازش بيشتر گذشته باشه قيمتی تره!
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 03:06 توسط anonymous Tuesday, September 21, 2004
● nokia3310 در فراق دو دوست به ملکوت پیوسته اش دوران پیری را در تنهایی گذر می کند و عزادار است .
........................................................................................ولی هنوز در دست رس می باشد و آنتن می دهد . و نوای هر روزه سر می دهد : sl نبودی ببینی، j5 رها گشته... □ نوشته شده در ساعت 19:56 توسط دیوانه Monday, September 20, 2004
● منم به نوبه خودم و خان داداشم پرکشيدن آن عزيز رو به همه دوستان و آشنایان تسلیت عرض میکنم. برای تسلی خاطر آن مرحوم مجلس ختمی از ساعت ۱۱:۰۰ PM روز 24, Sep'04 در محل Blue Man Group Club واقع در :Boylston Station, Boston, MA منعقد می باشد!
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 01:33 توسط anonymous Saturday, September 18, 2004
● بازگشت همه به سوی اوست.
با نهایت تاسف و تاثر مرگ نا بهنگام همراه همیشگی و یار قدیمی و وفادارم سونی J5 را به همه دوستان و عزیزان داغ دار علی الخصوص SL45, NOKIA 5110 ودیگر دوستان و آشنایان قدیمی تسلیت میگویم. مجلس ختمی به همین مناسبت در مسجد اتحادیه موبایلداران سنتی واقع در خیابان جمهوری در روز سه شنبه برقرار است. پشاپیش از همه دوستان و آشنایان به خاطر ابراز همدردی خالصانه تشکر و قدر دانی دارم. □ نوشته شده در ساعت 22:46 توسط نخورده مست
● هارررپه کانیپررره...
........................................................................................هارررپه لا پِستا... :پیتزا پاستا هارررپه کانیپررره... هارررپه لانُفته :پیتزا کوفته هارررپه کانیپررره هارررپه لالومباب :پیتزا با کباب هارررپه کانیپره هااارررپه بابابوم :بوم بوم بوم بوم ... کولومینا کولومینا! □ نوشته شده در ساعت 10:17 توسط آقای نجار Friday, September 17, 2004
● امروز اومده بودم کلی چيز بنويسم. می خواستم از کتاب خاطرات بيل کلينتون که دارم می خونم بنويسم از استاد اسراييلی اين ترمم بنويسم که چقدر دوسش دارم و ميدونم اونم از من خوشش مياد. اومده بودم از اينجا بنويسم و اينکه تو اين دو هفته اخير دو تا مهمون ايرانی از تورنتو و کاليفورنيا دارم. از بد حادثه اول از سايت بی بی سی شروع کردم و هودر و سينا و بهنود و صبحانه و .... تا رسيد به سايت ابطحی. ديگه نتونستم جلوی خودمو بگيرم. حتما رضا کيانيان رو هم به اتهام تشويش اذهان عمومی گرفتن يا شايدم چون پسرش وبلاگ داره! تو اين نظام لعنتی کدوم مقام مسئول بی خردی به يک سری جوون ريشو که سنشون حتی کمتر از سالهايی که اين افراد فعاليت هنری سياسی علمی و .... کرده اند اجازه ميده اينقدر گستاخانه هر حرمتی رو بشکنند و اسم برقراری نظام اسلامی روش بگذارن؟ که این رفتارشون دلیلی جز عدم توانایی شون برای مثل بقیه شدن نداره. چون از اکثریت جامعه ترد شدن و اینطوری دارن خودی نشون میدن یا انتقام میگیرن. این ها همون اقلیتی هستند که الان خود رو اکثریت می دونن و کجری اسلام. اين کدوم دينيه که به پيروانش اجازه ميده هر کسی رو به جرم مخالفت با اونها در هر زمينه ای فکرشو بکنين به پای ميز محاکمه بکشونه؟ يه سری آدم با اعتقادات افراطی فقط برای چه ميدونم خود نمايی يا هر زهرمار ديگه با شعار ذوب در ولايت اونم ولايتی که معلوم نيست با چه پيمانه ای محتوای تو خاليش سنجيده شده وقاحت به حايی رسوندن که آقایون رده بالاتر یا شرم دارن جلوشو بگیرن یا بدتر از اون خوشونم باور کردن که این بهترین راه برای رسیدن به جامعه اسلامی ناب محمدیه!
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 04:21 توسط anonymous Tuesday, September 14, 2004
● یادداشتهای یک شب بارانی، رامسر
........................................................................................شر شر بارون از پریروز شروع شده، هنوزم داره شر و شر میباره، خیلی وقت بود که کلم بارون اینجوری نخورده بودم، با اینکه مریض بودم ولی یه بار بدون سر و صدا رفتم زیر بارون، کسی هم نفهمید. آخه میدونی مخم یه مدتیه که همچین یه کم خشکیده، درست و حسابی هم کار نمیکنه لازم بود که یه کم آب به خوردش بدم، اونم آب بارون. راستی خشکی این مخ منم قصش طولانیه ها کار امروز و فردا نیست، بگذریم. بعد از این که کلم یه کم نم کشید کلی کارای خوب کردم. کلی باغ بونی کردم ولی بارون داشت همون جوری شر شر میومدا، کلی فکرای خوب کردم، یه عالمه عکسای خوب مال عکاسای کلی مهم دیدم، واسه یه جوجه مرغ عشق که پراش نصفه و نیمه دراومده ارزن سوا کردم، با دختر عموهام کلی تخته بازی کردم، کنار دریا هم رفتم تازشم کلی سنگ انداختم تو آب از اون سنگ صافا که باید روی آب بزنی تا بپره و سنگ هر کسی بیشتر بپره اون برندس، شر شر بارون رو که یادتون هست، هنوزم پس زمینه داشته باشین، تو این شلوغ پلوغی کلی هم فکرای گنده گنده کردم. که باید چیکارا بکنم که اون دوتا کفش دوباره جفت بشن، آخه میدونی بهش قول دادم که برم پیشش از بد روزگارم میگن مرد و قولش. دایی بارون چش بهم بذاری یه نغ سیگاری رو که قولشو بهت دادم با هم دود میکنیم، یه کم دندون رو جیگر بذار. □ نوشته شده در ساعت 16:46 توسط نخورده مست Monday, September 13, 2004
● ايول خودم. يادتونه می گفتم جنگ اسراييل و اعراب بخصوص فلسطينی ها الان ديگه بيشتر از اونيکه از روی اعتقاد و باور باشه از روی احساسات و شاید تصویه حساب دنبال میشه. در اینصورت این جنگ به زودی به روزهای پایانیش نزدیک میشه. در واقع طرفین این دعوا که به اعتقاد این بنده حقیر (نماینده اسلام در بوستون) هر دو به یک اندازه مقصرند و ناقض حقوق بشر و یا بقول بوش پسر evil axis به زودی هيچ راهی بجز تاييد يکديگر بعنوان دولت مستقل و تقسيم زمين پيش روی نخواهند داشت. تعابير مختلفی از اين مطلب رو در اين هفته چندجا خوندم. پس کم کم بايد منتظر صلح در خاور ميانه باشيم. اما اين وسط نظام مقدس جمهوری اسلامی با اينهمه افرات و تفريت در موضع گيری هایش در صحنه سین المللی چگونه با اين قضيه کنار خواهد اومد وقتی تمام دنيای عرب اسراييل رو به رسميت بشناسند. اين کارو سوريه شروع کرده (زیر فشار آمریکا که خوب خیلی طبیعیه) و بايد ديد کشور بعدی کداميک از اعراب خواهد بود که با پا در میانی شیطان بزرگ جام زهر رو خواهد نوشید.
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 05:37 توسط anonymous Saturday, September 11, 2004
●
........................................................................................
واااای خوش به حال بچه ها... . یه بار دیگه خوش به حال بچه ها. چونکه خیلی راحت می تونن توی تاکسی برگردند عقب و به کسی که عقب نشسته زل بزنن کسی هم کاریشو نداشته باشه. تازه بعدش هم بلند بلند درباره ی یارو هر چی تو دلشونه بگن وکسی هم انگ دیوانگی و ... بهشون نچسبونه! تازه می تونن اگه رو صندلی عقب نشسته باشن خیلی راحت دست دراز کنن و عینک بغل دستی رو قاپ بزنن. "آخی چه بچه شیرینیه ..."- به لباسهای بچه ها تا حالا به عنوان لباس یه آدم نگاه کردی...؟ دیدی چقدر آزادن؟ آزادی ای که آدم بزرگها فقط و فقط به خاطر آدم بزرگ بودنشون - نه بخاطر شرع و عرف و ادب و هر مفهوم کوفتی دیگه - نمی تونن داشته باشنش! ببینم : مگه اون پسرمامانی که همتون تو خیابون قربون صدقه اش می رین، بی ادبه که با شلوار کوتاه میاد تو خیابون؟ یادختر کوچولوی نازی که با یه تاپ بندی تلک تلک راه میره؟ اون ازاده...آزاد! آزادی ای که با بالا رفتن سن خود بخود زایل میشه... و دیگه...باید حسرتشو بخوری...! جالبه نه؟ □ نوشته شده در ساعت 13:45 توسط آقای نجار Sunday, September 05, 2004
● کلم داره صوت ميکشه. ۲ ساعتی هست دارم تو سايت های خبری پرسه ميزنم. آدم وقتی راجع به مملکتش بعضی چيزا رو ميشنوه دود از سرش بلند ميشه. اينجا وقتی به همه سايت های خبری دسترسی داری می تونی ديدگاه های مختلف رو راجع به اوضاع و احوال موجود با هم مقايسه کنی. با توجه به اينکه هرچی آدم ميخونه تمام حقيقت يا حتی قسمتی از اونم نيست بايد بگم:
- وجهه متزلزل بين المللی ايران بخاطر عدم وجود نهاد رسمی منتقد حکومت با يه چالش جديد مواجه شده و اونم اينکه هر کسی به خودش اجازه ميده به روايت بخشی از خاطراتش در زمينه اتفاق خاصی بکنه و متمعنا در اين ضمن بسياری از حقايق بصورت تحريف شده بيان شوند. بدين ترتيب مردم کم کم به منابع خبری نا معلوم برای مطلع شدن از واقعيتها رو ميارن و فوجی از خبرهای نادرست هر روز به خورد مردم داده ميشه. - خيلی از افتضاح های به بار آمده در اين دوره بعد از انقلاب از ابتدا اینقدر مفتضح شروع نشده بودند بلکه وقتی آقايون در صدد ماست مالی اشتباهاتشون برآمده بودند به اين شکل در اومدن. - يه مثلی رو همه مون بارها شنيديم: تا نباشد چيزکی مردم نگويند چيزها. اگر حتی يکی از دها جنايتی که ميشنويم واقعا توسط حکومت انجام شده باشه بايد ديد چه جوری پاسخ داده خواهد شد. در واقع ميشه به اين نکته توجه کرد که استفاده از حکم ولايت در زمان غيبت ميتونه پاسخ مناسبی به اين اعمال باشه؟ - اين اولين باريه که در اين وبلاگ راجع به سياست حرف زده ميشه! -الان قطعا هيچ چيز بيشتر از يه نخ سيگار نمی چسبه. کاش عمو فريد من اينجا بود. □ نوشته شده در ساعت 07:34 توسط anonymous
● همه با هم برای بهبودی هرچه سريعتر بیل کلینتون رييس جمهور سابق کشور دوست و برادر امريکا با هيلاری و چلسی عزيز هم صدا می شويم. عمن يجيب مستر ....
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 03:43 توسط anonymous Friday, September 03, 2004
● امشب بنده حاصل دست پخت خودمو خوردم. جاتون خالی بدی هم نشده بود. ماکارونی با سس قارچ! منم خوابگاهی شدم ديگه! الانم که اينجا تقريبا بوق سگه!! تو سايت دانشگاه دنباله Lap-Top و Digital Camera ی ارزون ميگردم. يه challenge خوب اينجا واسه من تمرين برای اقتصادی زندگی کردنه! اولش سخته ولی لازمه.
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 07:52 توسط anonymous Thursday, September 02, 2004
● هوا کم کم داره خنک ميشه و خوب اين برا من خيلی خوبه. کارا هم طبق برنامه پيش ميره. ميمونه فقط انگيزه!!
........................................................................................It is too hard to type farsi while there is no persian letters printed on keys. It could be a good motivation to buy a lap-top!! □ نوشته شده در ساعت 04:10 توسط anonymous
|
|